مرتضى مطهرى
92
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
امتدادى كه در جلسهء قبل توضيح داديم . اگر شما مصداق حركت توسطى را حصولات زمانيه بدانيد ، حصولات زمانيه واقعاً و خارجاً وجود دارد ولى آن « جزئىِ » حركت توسطى نيست براى اينكه حركت توسطى بسيط است و جزء ندارد و بنابراين مصداقش نمىتواند جزء داشته باشد ، بلكه اين حصولات زمانيه « جزء » حركت قطعيه و نيز « جزئى » حركت قطعيه است . امور بسيط متصل اينطور هستند كه هر جزئى از آن متصل ، هم « جزئى » كلى خودش است و هم « جزء » آن واحد شخصى . مثلًا كلىِ آب همانطور كه بر كل آب درون اين ظرف صدق مىكند بر جزء اين آب هم صدق مىكند . همينطور ، هر جزئى از يك حركت زمانى را كه در نظر بگيريم هم « جزء » آن حركت قطعى است و هم « جزئى » آن . اگر حركت از اين ديوار تا آن ديوار يك دقيقه طول مىكشد ، نيمى از اين حركت در نيم دقيقه ، هم جزء اين حركت قطعيه است و هم جزئى آن . پس خلاصه اينكه اگر اين حصولات را حصولات آنيه بگيريم و بگوييم حركت توسطى كلىِ اين « حصولات آنيه » است ، اين ايراد وارد است كه حصولات آنيه محال است كه بالفعل وجود داشته باشد ، و اگر بخواهد بهطور فرضى موجود باشد حركت توسطى امرى غير واقعى و فرضى مىشود . اما اگر حصولات را « حصولات زمانيه » بگيريم ، اين حصولات واقعاً در خارج وجود دارد ولى اينها مصداق حركت توسطى نيستند بلكه مصداق حركت قطعى هستند . پس اين ايرادى كه مرحوم آخوند مىگيرد كاملًا درست است گرچه ايشان در صدد جواب برمىآيد . بيان قابل مناقشهء مرحوم آخوند در توجيه حركت توسطيه مرحوم آخوند در مقام جواب اين ايراد كه كلى وجود ندارد برآمده مىگويد : بله ، حركت توسطى از يك جنبه ابهام دارد و كلى است ولى از يك جنبهء ديگر متشخص است . در آينده خواهيم گفت كه تشخص حركت به چند چيز از جمله موضوع ، مسافت و زمان آن است . البته مرحوم آخوند فاعل را هم در اينجا ذكر كرده است ولى حاجى اشكال درستى مىگيرد كه فاعل از مشخِّصات حركت نيست . بعد مرحوم آخوند اضافه مىكند : « و إن كان فيه ضربٌ من الاشتراك » . اين هم حرف عجيبى از مرحوم آخوند است . مگر معنى دارد كه يك شىء از يك جنبه